دلفین وست
برای موفقیت در هر زمینهای به آموزش نیاز داریم و در بازاری، چون بورس، این نیاز و ضرورت دو چندان است. چرا که در بورس ما با سرمایه خود سر و کار داریم و اگر ندانسته و بدون علم و مهارت به سرمایهگذاری بپردازیم، احتمال دارد دست رنج سالیانمان با خطر از بین رفتن رو به رو شود.
بازار سرمایه و بورس نسبت به بازارهای دیگر مزایای بیشماری، چون شفافیت، قابلیت نقدشوندگی بالا، معافیتهای مالیاتی، سرعت در انجام معاملات و … دارد این بازار پیچیدگیهای خاص خود را دارد. در این میان استفاده از خدمات آموزش بورس میتواند بهترین راهکار برای حل این پیچیدگیها باشد.
سابقه فعالیت واحد آموزش بورس به سال ۱۳۸۷ برمیگردد و هدف آن بالا بردن دانش بورسی علاقهمندان بازار سرمایه در سراسر کشور است. کارگزاری دلفین وست برای محقق کردن این هدف خود، یک مسیر آموزشی و یک نقشه کاربردی طراحی کرده است تا بتواند افراد را مرحله به مرحله، از مباحث ابتدایی تا سطوح پیشرفته به پیش ببرد.
یکی از دغدغههای افراد در زمینه آموزش این است که اکثر مراکز مهم و معتبر آموزش بورس در مراکز استانهای بزرگ واقع شدهاند و امکان دسترسی به آنها دشوار است. به همین دلیل فراهم کردن دسترسی به امکانات آموزشی برای تمامی علاقهمندان، از مهم ترین اولویتهای دلفین وست بوده و هست. با راهاندازی مراکز آموزشی در اقصا نقاط کشور و همچنین برگزاری دورههای آنلاین توانسته این معضل را نیز حل کند.
سطح مقدماتی
به افرادی که در ابتدای مسیر سرمایهگذاری قرار دارند، توصیه میکنیم که در دورههای مقدماتی مدرسه آموزش بورس شرکت کنند. تازهواردان میتوانند برای آشنایی بیشتر با بازار بورس و همچنین مقایسه آن با سایر بازارهای مالی و یادگیری اصطلاحات و اصول اولیه بورسی در گام نخست در دوره مقدماتی شرکت کنند. سطح مقدماتی شامل دورههای زیر میشود:
• همایش آشنایی با بورس
• مبانی سرمایهگذاری موفق در بورس
• تابلوخوانی و تکنیکهای معاملاتی سایت tsemc
سطح متوسط
با حضور در این سطح شما با دو ابزار تحلیلی مهم در بازار بورس یعنی تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال آشنا میشوید. یادگیری مباحث تحلیلی به شما این فرصت را میدهد که موقعیتهای مناسب خرید و فروش را در بازار سرمایه شناسایی کنید. لازم به ذکر است که پس از یادگیری این تحلیلها شما نیاز به استراتژی شخصی دارید تا با استدلال به آن و با توجه به آموزههای خود بتوانید معاملات سودمندی را رقم بزنید. سطح متوسط شامل دورههای زیر میشود:
• تحلیل تکنیکال
• تحلیل بنیادی کاربردی
تحلیل تکنیکال
در تحلیل تکنیکال با استفاده از آمارها و نمودارها، میتوان قیمت سهم را پیشبینی کرد. نمودار شمعی، میلهای، اندیکاتورها، اسیلاتورها و… از ابزارهای تکنیکال هستند. در پلن آموزش بورس، تحلیل تکنیکال به ترتیب زیر آموزش داده خواهد شد:
• تحلیل تکنیکال مقدماتی و پیشرفته
• فیلتر نویسی در دیدهبان بازار
• استراتژی معاملاتی بر مبنای ACD
• مدیریت سرمایه و طراحی سیستم معاملاتی
تحلیل بنیادی کاربردی
روش تحلیلی دیگر در بازار بورس، تحلیل بنیادی است. در این روش وضعیت سهمهای مختلف بر اساس ارزش ذاتیشان بررسی میشود تا زمان مناسب خرید و فروش آنها پیشبینی شود. چرا که به عقیده تحلیلگران بنیادی، سهمها در بلندمدت به سمت ارزش ذاتی خود حرکت میکنند.
گفتنی است که در این روش تحلیلی بر اساس صورتهای مالی شرکت، وضعیت صنعت، نوع مدیریت و شرایط اقتصادی دادههایی به دست میآید که ارزش ذاتی سهام را نسبت به ارزش بازاری آن مشخص میکند و چنانچه ارزش ذاتی سهم بالاتر از ارزش بازاری آن باشد نقطه ورودی تلقی خواهد شد.
سطح پیشرفته
در سطح پیشرفته آموزش دلفین وست ، وارد مباحث حرفهایتر خواهید شد و آموزشهایی درباره برخی از ابزارهای حرفهای، چون پرایس اکشن خواهید دید. علاوه بر این شما برای موفق شدن در بازاری، چون بازار بورس باید روانشناسی بازار را بلد باشید که در سطح پیشرفته به طور جامع و کامل با آن آشنا خواهید شد. این سطح در دلفین وست شامل موارد زیر میشود:
• روانشناسی بازار با نمودار شمعی
• امواج الیوت
• پرایس اکشن
ویدئوهای آموزشی رایگان
علاوه بر دورههای آموزش حضوری و آنلاین دلفین وست که در بالا مفصلا شرح دادیم، در وب سایت باشگاه مشتریان نیز تعداد زیادی ویدئوی آموزشی رایگان قرار دارد که تمامی آموزشیهای لازم را در بر میگیرند. از جمله این ویدئوها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
• اصول سرمایهگذاری در بورس
• تحلیل تکنیکال مقدماتی
• تحلیل تکنیکال پیشرفته
• روانشناسی بازار
• بازارخوانی بورس
• تحلیل بنیادی مقدماتی
• تحلیل چارت صنایع
• و ….
اپلیکیشن آموزش رایگان بورس
اپلیکیشن آموزشی رایگان بورس خدمت دیگری از آموزش بورس از صفر دلفین وست است که به منظور بالا بردن دانش بورسی ارائه شده است. با دانلود این اپلیکیشن به صورت رایگان و برای همیشه آموزشهای بورسی همراه شما خواهد بود. امکانات اپلیکیشن آموزش رایگان بورس به شرح زیر است:
• ثبت نام رایگان سجام
• دریافت کد بورسی رایگان
• مشاهده و فروش سهام عدالت
• مشاهده اخبار مرتبط با عرضههای اولیه
• مشاهده تمامی رویدادهای بازار سرمایه و بورس
• آموزش رایگان بورس
هوش هیجانی در سرمایه گذاری
براساس تحلیلهای علمی، عوامل متعددی هستند که در فرآیند سرمایهگذاری، تصمیمگیری، در شروع و ادامه یک کسبوکار موثرند از این رو علاوه بر منابع مالی و استفاده از فرصتهای مناسب سرمایهگذاری عوامل دیگری نیز وجود دارند که در تصمیمات سرمایهگذاری اثر دارند. نوآوری، تحقیقات بازار، تبلیغات، برندسازی و بسیاری از عوامل دیگر که اگر درست و اصولی انجام گیرند میتوانند مسیر یک سرمایهگذاری روشن و موفقیتآمیز را برای شما ترسیم کنند. همه این عوامل نه تنها درشروع یک فعالیت سرمایهگذاری بلکه در ادامه راه پر پیچ و خم کسبوکار نیز بسیار اثرگذار است.
پویایی تصمیمات سرمایهگذاری و انتخابات موثر در زمان درست میتواند مسیر سرمایهگذاری شما را به سمت ثروت و موفقیت سوق دهد. از میان تمامی عوامل موثر در سرمایهگذاری موضوعی وجود دارد که شاید بیش از همه چیز در شکلگیری یک جریان موفق سرمایهگذاری موثر باشد. مدیریت تیم کاری، برقراری ارتباط پویا با شرکای تجاری، اتخاذ تصمیمات بهموقع و توانمندی مدیریت کسبوکار در یک فرآیند کنشی و واکنشی پویا عواملی هستند که شاید بیش از همه به مهارتها و توانمندیهای هوش هیجانی بستگی دارند.
بهطورکلی هوش عاطفی، هوش احساسی یا هوش هیجانی که ضریب آن با EQ نشان داده میشود شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجانات فردی، توانمندی مدیریت و رهبری گروه و مهارتهای ارتباطی است که میتواند در فرآیند سرمایهگذاری و کسبوکار موثر باشد. تاثیرگذاری هوش هیجانی در تصمیمات سرمایهگذاری به قدری اهمیت دارد که از آن بهعنوان یک عامل مهم در موفقیت یا شکست کسبوکار یاد میشود. از این رو محققان حوزههای اقتصادی و مالی تحقیقات گستردهای در رابطه با این موضوع انجام دادهاند.
دانیل گلمن بهعنوان نخستین کسی که هوش هیجانی را وارد مباحث سازمانی کرد معتقد است، هوش عاطفی یا هوش هیجانی بالا تبیین میکند که چرا افرادی باضریب هوشی(IQ) متوسط موفقتر از کسانی هستند که نمرههای IQ بسیار بالاتری دارند. بنابراین ضریب هوشی(IQ) بالا نمیتواند بهتنهایی توضیحدهنده سرنوشت متفاوت افرادی باشد که فرصتها، شرایط تحصیلی و چشماندازهای مشابهی دارند از این رو افراد موفق در دنیای سرمایهگذاری وکسبوکار لزوما منابع مالی بالا، یا ضریب هوشی بالایی ندارند، به واقع میتوان گفت افراد با هوش هیجانی بالاتر پتانسیلهای بهتری برای موفقیت در کسبوکار دارند چرا که با توجه به شرایط عصر حاضر که اطلاعات و ارتباطات انسانی، ارزش بیشتری یافته هوش هیجانی تاثیرگذاری چشمگیری در ارتقا و رشد فرآیند کسبوکار و سرمایهگذاری با توجه به موقعیتهای استراتژیک سازمانی در فرآیند تصمیمگیری و تصمیمسازی و ایجاد روابط سازنده در جهت بهبود شرایط فروش و بازاریابی دارد از این رو در این گزارش به بررسی جنبههای مختلف تاثیرگذاری هوش هیجانی یا هوش عاطفی در فرآیند سرمایهگذاری و کسبوکار میپردازیم.
هوش هیجانی و اتخاذ تصمیمات بهموقع
اصطلاح هوش عاطفی برای نخستین بار در دهه ۱۹۹۰ مطرح شد و پس از آن بهطور تدریجی در مباحث سازمانی و دنیای کسبوکار راه یافت. امروزه از میان مهارتهای مرتبط با هوش هیجانی بهبود کنشها و واکنشهای رفتاری و مدیریت ارتباط با دیگران مهمترین عملکرد را در فرآیند سرمایهگذاری و کسبوکار دارد. مهدی قاسمی، از کارشناسان اقتصادی و طراح مدلهای کسبوکاری و سرمایهگذاری در گفتوگو با «فرصت امروز» میگوید: بهطورکلی نقش و عملکرد هوش هیجانی در فرآیند سرمایهگذاری و کسبوکار را میتوان به دو بخش تقسیم کرد: در بخش اول هوش هیجانی میتواند در فرآیند تصمیمگیری در شناخت فرصتهای سرمایهگذاری و کسبوکار موثر باشد از این رو افراد با هوش هیجانی بالاتر واکنش بهتری در استفاده بهموقع از فرصتهای سرمایهگذاری رقم خواهند زد. از سوی دیگر این افراد در برقراری ارتباط با دیگران بهتر عمل میکنند و این موضوع در تشکیل تیم کاری و مدیریت و رهبری گروه بسیار موثر است. به هر حال هر سرمایهگذاری گزینههای زیادی پیشرو دارد که تصمیمگیری درست بین این گزینهها مهمترین نکته است. از این جهت هوش هیجانی بالا به افراد کمک میکند تا تصمیمات بهتری را اتخاذ کنند. البته این تعدد گزینههای تصمیمگیری نهتنها در ابتدای راه سرمایهگذاری بلکه در ادامه روند هم وجود دارند.
در بخش دوم باید گفت که هوش هیجانی میتواند در بهبود عملکرد سازمان یا بنگاه اقتصادی در فرآیند سرمایهگذاری و در جریان تعاملات کاری تاثیرگذار باشد. طبیعتا افراد دارای هوش هیجانی بالاتر عملکرد بهتری در ادامه مسیر کسبوکار و سرمایهگذاری و توسعه فعالیتهای خود خواهند داشت. این افراد بهراحتی میتوانند تیم کار خود و ارتباطات با شرکای تجاریشان را مدیریت کنند و درک بهتری از شرایط و موقعیتهای حال و آینده بازار دارند از این رو میتوانند سریعتر مسیر موفقیت را طی کنند.
وی ادامه میدهد: امروزه در دنیای سرمایهگذاری و کسبوکار توان برقراری ارتباطات سازنده و درک موقعیت کاری حرف اول و آخر را میزند، بنابراین در عصر جدید که عصر اطلاعات و ارتباطات نامگذاری شده مهم است که شما بتوانید در مواجهه با دیگران ارتباط موثر و پویایی داشته باشید و دنیای سرمایهگذاری و کسبوکار نیز از این قاعده مستثنا نیست. این کارشناس سرمایهگذاری عنوان میکند: در تعاملات اقتصادی افراد مدام در حال برقراری ارتباط با تامینکنندگان منابع، تیم کاری تحت مدیریتشان و بهویژه مشتریان محصولات خود هستند بنابراین تنها مسئلهای که عامل تمایز بین سرمایهگذاران و مدیران موفق و ناموفق است چگونگی برقراری این ارتباطات است. امروزه شرکتهای تجاری بزرگ سعی دارند بهگونهای موثر با مشتریان خود ارتباط داشته باشند، بنابراین در تیم بازاریابی خود به این نکته توجه میکنند که افراد با هوش هیجانی و توانمندیهای رفتاری بالا را استخدام کنند. در یک جمعبندی کلی میتوان گفت که مولفههای هوش هیجانی هم در تعاملات با شرکای تجاری و تامینکنندگان منابع و مواد اولیه بسیار تاثیرگذار است و هم در معضل بازاریابی و فروش - این روزها مسئله اصلی تولید کنندگان داخلی است - موثر است.
آموزش سرمایه گذاری در املاک
سرمایه گذاری یعنی خرید دارایی ( مانند خرید ملک مصنوعی ) به امید افزایش قیمت آن در آینده؛ کالایی را که احتمال می دهید در آینده ممکن است پر طرفدار باشد، خریداری میکنید و با گذشت زمان و افزایش قیمت کالا ، شما به سود می رسید.
امروزه به خوبی میدانیم فقط کسب درآمد کافی نیست و برای اینکه به ثروت مناسبی برسیم و زندگی راحتی داشته باشیم؛ لازم است که در کنار کسب و کار خود سرمایه گذاری های مختلفی داشته باشیم و درآمدهای غیر فعال ایجاد کنیم. یکی از راههای ایجاد درآمد غیر فعال، سرمایه گذاری است.از طرفی با توجه به شرایط اقتصادی که در کشور وجود دارد و افت ارزش پول ایران، لازم است تا با پس انداز خود سرمایهگذاری انجام بدهیم تا ارزش پس اندازی که داریم کاهش پیدا نکند و در کنار آن سود نیز به دست آوریم.
در میان بازارهای مختلف اعم از طلا، سکه، بورس، فرابورس و بازارهای دیگر، سرمایه گذاری در بازار مسکن اولویت ویژهای دارد. سرمایه گذاری در هر بخش با توجه به تصمیمات سیاسی، داخلی و خارجی، نوسانات زیادی دارد و می تواند ریسک بالایی داشته باشد؛ اما بازار مسکن تحت تاثیر عوامل کمتری قرار میگیرد و با توجه به تقاضای هر روزه مسکن، بازار مطمئنی برای سرمایه گذاری می باشد.
برای مقایسه بازارهای مالی و فهمیدن این موضوع که سرمایه گذاری در چه بازاری بهتر است باید فاکتورهای زیادی را بررسی کرد از جمله:
تمام این نکات امور تعیینکنندهای برای سرمایه گذاری در بازارهای مختلف از جمله بازار سرمایه گذاری در مسکن می باشند.
بهتر است قبل از سرمایه گذاری در هر بخشی، اطلاعات و دانش خود را افزایش دهیم. روش سرمایه گذاری برای هر شخص متفاوت می باشد. مثلاً شخصی که صبر و حوصله دارد می تواند در ساخت و ساز ملک موفقتر عمل کند، اما ممکن است این فرد در خرید و فروش ملک موفقیت چندانی نداشته باشد. از طرفی ممکن است شخصی که خرید و فروش را به خوبی آموخته باشد در ساخت و ساز ، موفق عمل نکند.
به طور کلی روش های سرمایه گذاری در مسکن به 6 شیوه تقسیم می شود:
افرادی که در حوزه خرید و فروش ملک فعالیت می کنند، عموما توانایی بالایی در خرید و فروش دارند و به خوبی میدانند که در چه زمانی ملک را با قیمت کمتر خریداری و در زمان مناسب با قیمت بیشتری به فروش برسانند.
یکی از راه های سود بردن در بازار مسکن، خرید املاک قدیمی و بازسازی آنها به شیوه ی روز دنیا می باشد. با این کار قیمت ملک افزایش پیدا می کند و میتوانید سود خوبی از آن ببرید.
با خرید ملک کلنگی و ساخت آن به شکل آپارتمان های نوساز، سود خوبی به دست می آید. البته کسی که در این حوزه فعالیت می کند باید صبر و حوصله کافی داشته باشد.
دیگر نوع سرمایهگذاری در حوزه ملک، خرید زمین و ساخت و ساز در آن می باشد. اگر بتوانید مناطق رو به رشد را شناسایی و در آنها ساخت و ساز انجام دهید، سود مناسبی را به دست خواهید آورد
می توانید با خرید آپارتمان یا خانه های مسکونی و دادن رهن و اجاره خانه خریداری شده ، سود خوب و پایداری به دست آورید. حتی ممکن است با افزایش قیمت آنها را بفروشید و سود بیشتری به دست آورید.
یکی از راه های بی دردسر سرمایه گذاری در حوزه ملک ، مشارکت در ساخت مسکن می باشد. با این کار بدون اینکه بخواهید در گیر مسائل اداری شوید، سود خوبی از فروش آپارتمان های ساخته شده می برید. نکته مهم در این شیوه از سرمایه گذاری این است که باید از معتبر بودن طرف مقابل مطمئن شوید.” دپارتمان تخصصی املاک آ ب آ با سالها تجربه در زمینه ساخت و ساز، یکی از معتبرترین مراجع برای مشارکت در ساخت می باشد.”
نمودار لگاریتمی
گر تازهکار باشید، احتمالاً فقط از نمودارهای حسابی برای بررسی قیمت استفاده کردهاید؛ اما نوع دیگری از نمودارهای قیمتی هم هستند که نمودار لگاریتمی نام دارند و بسته به شرایط، میتوانند دیدی بهتر از روند و نوسانات قیمت به شما ارائه کنند. بسیاری از کاربران و حتی تحلیلگران تصور میکنند استفاده از نمودار لگاریتمی یا نمودار حسابی (خطی) چندان مهم نیست؛ اما این پارامتر بهظاهر معمولی، میتواند بهطور چشمگیری در درک ما از بازار تأثیر بگذارد.تفسیر نمودار قیمت بسته به نوع مقیاسی که در زمان بررسی دادهها استفاده میشود، میتواند متفاوت باشد. اغلب نرمافزارهای ترسیم نمودار و یا برنامههای نوشتهشده توسط کارگزاریها، انواع مختلفی از این نمودارها را در اختیار کاربر قرار میدهد. در حالت کلی دو نوع متداول از مقیاسهایی که برای تجزیهوتحلیل نوسانات قیمتی از آنها استفاده میشود عبارتاند از: مقیاس لگاریتمی (Logarithmic Scale) و مقیاس حسابی (Linear Scale).پیش از آنکه به تعریف این دو پارامتر برسیم، باید به این موضوع اشاره کنیم که در مطالبی که به بررسی مفاهیم مقیاس لگاریتمی یا حسابی اشاره داشتهاند اغلب از عنوان نمودار لگاریتمی استفاده شده که اشتباهی رایج در ترجمه و نوشتار ما است. ازآنجاکه این عبارت هم از نظر ریاضی و هم از نظر ترجمهای صحیح نیست، بنابراین بهتر است از عبارت مقیاس لگاریتمی بهجای نمودار لگاریتمی استفاده کنیم.مقیاس خطی قیمت که به آن مقیاس حسابی نیز گفته میشود فاصله مساوی میان قیمتها را نشان میدهد. از مقیاس حسابی معمولاً بهصورت پیشفرض در بسیاری از نرمافزارها استفاده میشود.مقیاس لگاریتمی قیمت، که در نمودارها به آن log نیز گفته میشود، به تغییرِ درصدِ قیمتِ دارایی پایه وابسته است و اغلب تحلیلگران حرفهای از آن استفاده میکنند.با استفاده از مطالب وبسایتهای واریرتریدینگ و اینوستوپدیا، تفاوت و ویژگیهای مقیاس لگاریتمی و حسابی را بررسی خواهیم کرد.نمودار حسابی یا خطی چیست؟در حالت کلی و پیشفرض بسیاری از نمودارهای قیمتی که ما شاهد آن هستیم با مقیاس خطی یا حسابی ترسیم شده است. استفاده از مقیاس حسابی در نمودار را میتوان یکی از متداولترین روشهای در تحلیل تکنیکال دانست.در این مقیاس حرکت قیمت با درصد تغییرات نمایش داده نمیشود بلکه، سطوح قیمتی بر اساس یک مقدار ثابت، رسم میشود. هر تغییر در مقادیر، بهصورتی ثابت در نمودار نمایش داده میشود و به همین دلیل، ترسیم نمودار با مقیاس حسابی آن هم بهشکل دستی، آسانتر است.مقیاس حسابی در سمت محور Y و یا همان محور عمودی رسم میشود و بین قیمتها، فواصل یکسانی وجود دارد. به بیان ساده، در مقیاس حسابی محور عمودی که بیانگر قیمتهاست به بازههای مساوی تقسیم میشود؛ این یعنی فاصله هر بازه با بازه دیگر یکسان است.همان طور که در تصویر زیر میبینید، در مقیاس حسابی تغییر قیمت بیت کوین از ۲۰,۰۰۰ دلار به ۳۰,۰۰۰ دلار به همان شکلی نشان داده میشود که تغییر قیمت از ۵۰,۰۰۰ دلار به ۶۰,۰۰۰ دلار است. در مورد اول، ارزش یک دارایی ۵۰ درصد بیشتر شده است، در حالی که در مورد دوم، تنها ۲۰ درصد افزایش قیمت داریم. این تفاوت مهم می تواند مشکلاتی را برای تحلیل داراییهایی که قیمت آنها چند برابر میشود، ایجاد کند.بنابراین میتوان گفت نمودار حسابی، تغییرات را در زمان کاهش قیمت، کمتر از آنچه واقعاً هست نشان داده و زمانی که قیمت بالا میرود، تغییرات را بیش از اندازه بالا و غیرمعمول به کاربر نمایش میدهد.نمودار (مقیاس) لگاریتمی چیست و چه تفاوتی با نمودار حسابی دارد؟در نمودار لگاریتمی بهجای آنکه خودِ قیمتها در فواصل مساوی از یکدیگر قرار گیرند (مانند آنچه در نمودار حسابی داریم)، تغییرات یکسانِ درصدِ قیمتها، در فواصل مساوی از یکدیگر قرار میگیرند. اندازه فواصل در مقیاسهای لگاریتمی و حسابیاغلب تحلیلگران و معاملهگران حرفهای تکنیکال، از نمودارهای لگاریتمی استفاده میکنند. تغییرات درصدی که معمولاً هم تکرار میشوند، بهشکل فواصل مساوی میان اعداد، نشان داده میشوند. برای مثال در مقیاس لگاریتمی فاصله بین اعداد ۱۰ و ۲۰ دلار با فاصله بین ۲۰ و ۴۰ دلار برابر است، زیرا در هر دو، افزایش ۱۰۰ درصدی قیمت اتفاق افتاده است.در مقیاس لگاریتمی تغییر قیمت از ۲۰,۰۰۰ دلار به ۳۰,۰۰۰ دلار دلار با تغییر از ۵۰,۰۰۰ دلار تا ۶۰,۰۰۰ دلار با مقیاس حسابی کاملاً متفاوت است. با وجود اینکه هر دوی این افزایش قیمتها از نظر دلاری، تغییرات یکسانی دارند اما افزایش ۱۰,۰۰۰ دلاری اول، بازدهی ۵۰ درصدی را نشان میدهد و افزایش دوم، حاکی از بازدهی ۲۵ درصدی قیمت دارایی است.ازآنجاکه جهش ۵۰ درصدی تفاوت قابلتوجهی با یک جهش ۲۵ درصدی دارد، چارتیستها (Chartists) یا تحلیلگران تکنیکال برای آنکه بتوانند این تفاوت را نشان دهند، از نمودار لگاریتمی استفاده میکنند؛ چراکه در این مقیاس، درصد جهش بیشتر بهخوبی قابل مشاهده خواهد بود. در واقع آنها با این کار، از فواصل بزرگتر و نمادگذاری علمی، برای نمایش مرتبه بزرگی اعداد (Orders of Magnitude) استفاده میکنند.باید به این موضوع توجه داشت که اگر قیمتها نزدیک به هم باشند، استفاده از مقیاس لگاریتمی ممکن است کمی شلوغ و ناخوانا بهنظر برسد. تفاوت بین مقیاسهای حسابی و لگاریتمی هنگام بررسی نمودارها اهمیت پیدا میکند، البته انواع دیگری از تجزیهوتحلیلهای تکنیکال هم وجود دارد که میتوانید از آنها برای شناسایی روندهای قیمتی استفاده کنید.زمانی که نوسانات شدید است و معاملهگر بخواهد با دید بلندمدت بازار را زیر نظر داشته باشد، مقیاس لگاریتمی برای این کار مناسبتر است. از سوی دیگر تریدرهایی که به شکل روزانه و کوتاهمدت معامله میکنند و بهدنبال تحلیل قیمتها در فواصل زمانی کوتاه هستند، مقیاس حسابی برای آنها گزینه بهتری خواهد بود.در نمودارهای کوتاهمدت تا میانمدت با نوسانات کم، نوع مقیاسی که استفاده میشود چندانی مهم نیست و اگر مقیاس نمودار را از حسابی به لگاریتمی تغییر دهیم، تفاوت قابل ملاحظهای را مشاهده نمیکنیم.البته میتوان به این نکته نیز اشاره کرد که با توجه به نمایش قیمت در مقیاسهای حسابی و لگاریتمی، مقیاسهای حسابی مقادیر مطلق را در اختیار معاملهگر قرار میدهد، در حالی که مقیاس لگاریتمی مقادیر نسبی از تغییرات را بیان میکند.چگونه نمودار را روی لگاریتمی تنظیم کنیم؟در بیشتر نمودارهای قیمت، بهسادگی و با یک کلیک میتوان مقیاس نمودار را به لگاریتمی تغییر داد. بهعنوان نمونه، در تریدینگ ویو، فقط کافی است روی گزینه «log» در قسمت پایین سمت راست نمودار بزنید تا حالت لگاریتمی فعال شود.چه زمانی از نمودار لگاریتمی استفاده کنیم؟با اینکه هر کدام از مقیاسهای لگاریتمی و حسابی کاربردها و ویژگیهای مخصوص به خود را دارند، مقیاس لگاریتمی افزایش یا کاهش شدید قیمت را در مقایسه با مقیاس حسابی، بهتر نشان میدهند. این مقیاسها در نمودار میتوانند به تصویرسازی در خصوص حرکت قیمت و رسیدن به اهداف موردنظر برای خرید یا فروش، کمک فراوانی کنند.با توجه به تفاوتهایی که در خصوص مقیاسهای حسابی و لگاریتمی بیان کردیم، این سوال مطرح میشود که در نهایت از مقیاس حسابی استفاده کنیم یا لگاریتمی؟در پاسخ باید گفت که مقیاس حسابی بر خلاف مقیاس لگاریتمی، نمیتواند میزان سودآوری را در قیمتهای مختلف مشخص کند، بنابراین در چهارچوب مقیاس لگاریتمی، میتوان شاهد روند واقعی قیمتها بود و بههمین دلیل بیشتر تحلیلگران حرفهای از این نوع مقیاس استفاده میکنند. پس برای تطبیق و مقایسه یک نمودار قیمتی با واقعیت بازار بهتر است از مقیاس لگاریتمی استفاده کنیم.تفاوت میان مقیاس لگاریتمی و حسابی برای قیمت بیت کوین در سال ۲۰۱۸ازآنجاکه مقیاس لگاریتمی بر حسب تغییرات درصد قیمت، کاربر را قادر میسازد تا پیشبینی بهتری از بازار داشته باشد، بنابراین در زمانهایی که بخواهیم با نگاهی بلندمدت معاملات خود را تنظیم کنیم، باید به سراغ مقیاس لگاریتمی برویم.استفاده از مقیاس لگاریتمی در بازارهایی که دارای روند هستند و اغلب با تغییرات بزرگی همراهاند، به تحلیلگر دید بهتری ارائه میدهد. در عوض اگر از مقیاس لگاریتمی در نمودارهایی با روند تقریباً ثابت و کمدامنه استفاده کنیم، شاهد تفاوت چشمگیری با نمودارهایی با مقیاس حسابی نخواهیم بود.در انتها باید به این موضوع توجه داشت که تریدرهای موفقی هم هستند که فقط با استفاده از مقیاس حسابی توانستهاند به تحلیلهای درستی دست پیدا کنند پس، بد نیست در حین تحلیل قیمت یک دارایی، نگاهی هم به مقیاس حسابی داشته باشید؛ چراکه این احتمال وجود دارد نکات تکنیکالی را مشاهده کنیم که در حالت لگاریتمی به آنها توجهی نداشتهایم.در نهایت بررسی رویکردها و روشهای مختلف و تطابق آن با سبک معاملاتی خود و انتخاب بهترین پارامتر، ایده منطقیتر است.جمعبندیبرای مشاهده قیمت در نمودارهای قیمت، دو گزینه پیش روی ماست. یا میتوانیم از مقیاس حسابی (خطی) استفاده کنیم یا هم میتوانیم از مقیاس لگاریتمی استفاده کنیم. در مقیاس حسابی، فاصله میان سطوح مختلف قیمت یکسان است. این در حالی است که اگر نمودار روی حالت لگاریتمی باشد، فواصل بر مبنای درصد تغییر میکنند.نباید فراموش کرد که استفاده از این نمودارها بسته به شرایط ممکن است تغییر کند و شما میتوانید بسته به نیاز خود، یکی از انواع آنها را انتخاب کنید؛ مثلاً همان طور که پیشتر گفتیم، نمودارهای خطی برای بازه تثبیت قیمت و نمودار لگاریتمی برای بازههایی که قیمت دارایی نوسانات بیشتری دارد، کاربرد دارند.
معرفی ICO
ICO و یا عرضه اولیه سکه در اصل نوعی پروژه ی جذب سرمایه برای ارائه ی ارز های دیجیتال می باشد. در این گونه جذب سرمایه، عرضه کنندگان سکه در ازای واگذاری سکه های خود به سرمایه گذاران، سرمایه جذب می کنند. اکثر این ICO ها در ازای فروش سکه های خود به سرمایه گذاران از آن ها بیت کوین و اتریوم دریافت می کنند.
ICO در معنای لغوی به معنای عرضه اولیه کوین می باشد. عنوان کامل ICO عبارت Initial Coin Offering می باشد. در عمل، با استفاده از ICO برای عرضه یک سکه کمک های مالی جمع آوری می شود. پروژه های ارز دیجیتال برای آن که بتوانند اهداف خود را جلو برده و پروژه را به مرحله نهایی برسانند، سکه های خود را به سرمایه گذاران می فروشند تا بتوانند سرمایه به دست آورند.
این گونه سکه ها بر روی بستر بلاک چین پیاده سازی شده اند و معمولا از بلاک چین اتریوم برای فعالیت های خود استفاده می کنند.
در سراسر دنیا هستند افرادی که قصد دارند در دنیای ارز های دیجیتال برای خود کسب و کاری بر پا کنند. این افراد و یا شرکت ها معمولا ایده های جالب و جذابی را برای شروع کار خود در سر دارند. اما تمام این ایده ها یک کمبود بزرگ دارند و آن هم کمبود مالی است. این افراد می توانند برای این که پروژه ی خود را پیش ببرند به صورت غیر متمرکز ICO خود را اعلام کنند و از تمام مردم و سرمایه گذاران در سراسر دنیا دعوت کنند تا در آن پروژه سرمایه گذاری کنند.
پس از این که ICO های اولیه شکل گرفتند، کم کم و به مرور زمان این عنوان محبوب شد و بر سر زبان ها افتاد و افراد و پروژه های زیادی شروع به درست کردن توکن بر پایه بلاک چین اتریوم کردند تا بتوانند ICO برگزار کنند و برای رسیدن به اهداف خود سرمایه به دست آورند.
سکه هایی مانند Tron و EOS و BNB از این دسته سکه ها هستند که در ابتدا بر پایه بلاک چین اتریوم تولید شدند و سپس اقدام به برگزاری ICO کردند و موفق شدند اهداف خود را پیش برده و پروژه هایشان را توسعه دهند. این سکه ها به کمک این سرمایه اولیه موفق شدند بلاک چین اختصاصی خود را ساخته و از اتریوم به بلاک چین مخصوص خودشان مهاجرت کردند.
برای سرمایه گذاری بر روی سکه ها با استفاده از ICO ها، سرمایه گذاران یک قرارداد هوشمند که بر پایه بلاک چین نوشته شده است را تنظیم کرده و درخواست خود را برای سکه ی مورد نظرشان ارسال می کنند. در ازای دریافت سرمایه، شرکت توسعه دهنده ی سکه به سرمایه گذارانش نسبت به ارزش سکه ها، از توکن های خودش می فرستد.
برخی از پارامتر هایی که در سرمایه گذاری های سنتی رعایت می شده است در این قرارداد های هوشمند نیز رعایت شده است. پارامتر هایی مانند مقدار حداقل سرمایه گذاری، حداکثر سرمایه گذاری و مواردی از این قبیل
اولین ICO ثبت شده، در تاریخ 31 جولای سال 2013 و توسط مسترکوین انجام شده است. رهبران این پروژه براک پیرس و اسکات واکر بوده اند. این دو نفر یک اعلان عمومی برای جمع آوری بودجه راه اندای کردند که در آن هر کس می توانست در ازای پرداخت بیت کوین به کیف پول مشخص شده، سکه ی مسترکوین دریافت کند. به مرور پروژه مسترکوین شروع به با ارزش شدن کرد و سپس سرمایه گذاران می توانستند سکه های خریداری شده را به قیمت بالاتری به فروش برسانند. در آن زمان حدود پانصد نفر در ICO شرکت کردند و رقمی معادل 4700 بیت کوین جمع آوری شد که در آن زمان معادل 5 میلیون دلار بود. در ادامه ی همان سال قیمت بیت کوین یک انفجار را پشت سر گذاشت و قیمتش از 100 دلار به 1000 دلار در ماه دسامبر رسید.
اما در سال بعد یعنی 2014 یک ICO توسط بنیانگذار اتریوم صورت گرفت که موفق شد دنیا را تغییر دهد. بر اساس گزارشات منتشر شده، پس از حدود دوازده ساعت از شروع فروش، مقدار 7.4 میلیون سکه ی اتر فروخته شد. در آن زمان این مقدار سکه ی اتر برابر با 3700 بیت کوین یا به عبارتی 2.3 میلیون دلار بود. بر اساس آمار منتشر شده، تیم اتریوم موفق شد با استفاده از ICO خود مقدار 15 میلیون دلار سرمایه جمع آوری کند.
در ادامه و پس از گسترش شبکه ی اتریوم، پروتکل ERC20 توس اتریوم منتشر شد که خود انقلابی در صنعت ICOها به شمار می رود و باعث شد اتریوم به یک بستر مطمئن برای برگزاری ICOها بشود.